real eyes realize real lies
میگن هرجا بری اسمون ابیه اسمونه دل من همیشه خاکستری بود اخه همیشه هوای بارون داشت... انتقام تمام اشکا و دلهره هامو ازت میگیرم میدونی چجوری ؟!i!i؟ فقط به بازیه تکراریت با ادما میخندم راه انتقا م از دنیا فقط همینه دنبا هر کس و ی جور بازی میده ولی اخرش همه ی جور تو اتیشش میسوزن... روزای با هم بودنمونو تو تک تک روزایی که بی تو گذشت ضرب کن میشه قطره قطره ی اشکام به اندازه ی دونه به دونه ش لبخند بهم بدهکاری ... با اینکه خیلی وقتا دستاتو کم میارم ولی خیلی وقتا هم حرفات دیوونه م میکنه با غم گریه کردن دل رو سبک میکنه شب و روز به یادت گریه میکنم تا ب اندازه ی هرقطره اشکم سبک شم با نگاهت نوازشم کن,نه با دستانت با نگاهت عشق بورز,نه با زبانت با نگاهت صدایم کن,نه نجوایت . . . انچه به یاد میماند نگاه است نفسام یکی در میون درمیاد اینایی که جا میمونه رو با اسمت پر میکنم وقتی حالت گرفته هیچی جز حرف زدن باهاش ارومت نمیکنه تموم شد امروز تمام هستیم را در اتشی که در قلبم زبانه میکشید سوزاندم قلبم نیز در اتش سوخت تا بیاموزد هر بی سرو پایی لیاقت وارد شدن ندارد...
| Design By : Pichak |
