real eyes realize real lies
بغض کردم وقتی فهمیدم دوری شکستم
وقتی ردپاتو رو قلبم دیدم
مردم وقتی فهمیدم دورت یه خط قرمز کشیده شده تسلیم دیگه چیزی واسه دفاع از دلم ندارم حکمو بده هرچی باشه از عذاب امروز راحتتره دیگه بریدم چه حالیه وقتی مجبوری بخندی درحالی که دل خون گریه میکنه!!! چه حس غریبیه وقتی واسه اشکات بهانه ای نداری... هیچوقت مثه امروزدلم نگرفته بود خدایا خدایی کن کدوم راهه؟!؟ کدم بیراهه؟!؟ مرگ؟!؟ یا زندگی؟!؟ زخم زبونا دلمو شکست اما یادم ب یاد این خوش بود که تو یادت به یادمی یا دم! بدم که هنوزم یادم به یادش یاد میکنه پس تا لحظه ای که یادش به یادمه بدم چقد بده وقتی دلت تنگه و به یادش اشک میریزی به یادت نباشه یکی هس تو قلبم که هر شب واسه اون مینویسمو اون . . بیداره میشنوه ولی اشکایی که واست میریزرو نمیبینی گاهی ادما واسه دردای دلم نصیحت میکنن دلم نصیحت سرش نمیشه فقط میخواد راجب درداش حرف بزنه ولی واسه کی ؟!؟ دقت کردی وقتایی ک خوشی وقت زود میگذره و وقتی گرفته ای چه دیر ؟!؟ مثه وقتایی که پیشمی , چه زود میگذره , وقایی ک نیستی . . . چه دیر!
| Design By : Pichak |
